علي اكبر محمودي دشتي
33
ادلهء اثبات دعوى ( فارسي )
محتاج به دليل وبرهان نمىباشد همان " علم عادى " است . ملاحظه مىشود كه محقق نامبرده حجيت واعتبار علم عادى را بديهي دانسته ولذا آن را محتاج به دليل وبرهان نمىداند . 4 - آيا علم موضوعي حجت وموجب ترتيب اثر است يا خير ؟ جواب : بايد گفت كه علم موضوعي هم مثل علم طريقي ، حجت است وهمان طور كه علم طريقي محرك وباعث انسان به عمل است همچنين علم موضوعي حجت است وبايد به مقتضاى آن عمل نمود وهمان دليلي كه حجيت علم طريقي را اثبات مىكند همان دليل حجيت علم موضوعي را نيز اثبات مىنمايد . با اين فرق كه حجيت علم طريقي قابل تقييد نيست ونمىتوان گفت كه در فلان مورد ، علم طريقي حجت است ودر جاى ديگر حجت نيست لذا در مورد علم طريقي مىگوييم كه از هر راه وكيفيتى به دست بيايد حجت است واين امر قابل تقييد نيست ولى علم موضوعي قابل تقييد است چون علم موضوعي همان طور كه گفتيم عبارت است از علمي كه در متن دليل وقانون قيد شده باشد بنابر اين ، مقام قانونگذار مىتواند علمي را كه از منشائى خاص به دست آمده باشد حجت بداند لا غير . مثلا در باب شهادت كه علم در آن موضوعيت دارد برخى معتقدند شهادتي قابل ترتيب اثر است كه علم شاهد منشائى حسى داشته باشد واين همان تقييد نمودن علم موضوعي به طريق حسى است . بعضي ديگر اعتقاد بر آن دارند كه قاضى نمىتواند به استناد علم خود حكم نمايد بلكه بايد طبق أدله قانوني قضاوت كند كه در اين جا علم قاضى نيز مقيد به طرق خاص قانوني شده است . 5 - آيا قاضى مىتواند به علم خود قضاوت نمايد يا خير ؟ جواب : چنانچه ياد آور شديم طبق نظر برخى از فقها قاضى موظف است بر